سلام خوش امدید شقایق بر ات ارزوی خوشبختی میکنم از ته دل www.reza720@chmail.ir
حس کينه دارم بيترديد زخمي رو گونه دارم گلايه از روز گار دارم
زبانم بند امده از بي رحمي روزگار
چه نفرت انگيزن ادمهايي که سيماي دروني خبيث و چهره ظاهريشان با با ماسک عدالت ميپوشانند
گردش روز گار فقط نمک به زخمهاي کهنه ميپاشد تا از ياد نروند وفراموش نشوند
ميگن عاشقانه ها را بايد تقسيم کرد عشق کيلويي چنده
قلبم داغ داره از درد بي درموني از سينه ام ميخواد کنده بشه
نميدونم توهمه يا روياي صادقانه ارشيو ذهنم قادر به ساختن واژه هاي رمانتيک ديگه نيست
اين روزا دنبال معرفت هستم بيزارم از اين تعبير که ميخوان دلسوزي يا ترحم کنن
من همچون تک درختي در صحرا هستم که برگ هايش را به خشم باد سپرد و ريشه اش را تو دل خاک جا گذاشت
همه دلخوشيم رسيدن قاصدک بود که خبر از ديدار تو ميداد اما تو ديگه نيستي و چهره ام تا جان در بدن دارم غمگين خواهد بود
برچسب:
نویسنده: رضا
مينويسم دل نوشته هايم را کف شنهاي ساحل وچه غم انگيزه اب شور دريا ميشوره اين حس بيقراريهامو
گريستم به حال خودم چرا که دست نوازشي نيست به سويم
نگاهم خيره ماند به افق غروب دريا وصداي مرغان دريايي پيچيده تو گوشم
وبا زوزه ي باد ميگذره اين ثانيه هاي زندگيم
من بي تو تنها شدم بهت قول قول داده بودم بعد رفتنت تنهاييهامو با گذر زمان قسمت نکنم
اما همانطور که قبلا گفته بودم براي من عشق مجدد محاله
با ياداوري لحظات خوش در کنار هم بودن وداع با شکوهي در ذهنم تجسم ميکنم
اميدوارم تمام لحظات زندگي ات بدون من رويايي باشه
شاد باش وتوي گرد وغبار دلنوشته هايم پي من نگرد
خدانگه دار عزيزم
برچسب:
نویسنده: رضا